تبليغاتX
آنونس - چهره شناسی بازیگران
بانک اطلاعاتي فراحسي جامع از بازيگران سينماي ايران

 


اعتقاد اكثر روانشناسان برآن‌ است‌ كه‌ اشخاص‌ به‌ سه‌ گونه‌ مختلف‌ ديده‌ مي‌شوند:
1- آن‌ طور كه‌ خود‌ ، خويشتن‌ را مي‌بينند2 - آن‌ گونه‌ كه‌ ديگران‌ آنها را مي‌بينند 3- آن‌ طور كه‌ واقعا هستنند .
اما اغلب‌ شناخت‌ اشخاص‌ از خويشتن‌ به‌ گونه  نخست‌ بوده‌ است‌. در حقيقت‌ انسانها همان‌ تصويري‌ را از خود در ذهن ساخته‌اند كه‌ دوست‌ دارند آنگونه‌ باشند و چهره  خود را آن‌ طور كه‌ واقعا هستند نمي‌بينند. چنين‌ تصوير سازي‌ ذهني براي‌ افراد به‌ خصوص‌ بازيگران‌ ، محدوديت‌ و تعصب‌ خاصي‌ را بدنبال‌ مي‌آورد . بازيگر نياز دارد كه‌ وزن‌ زيبايي‌ شناسانه يا پويايي خود را بشناسد تا بتواند به‌ عرصه خارج‌ از منِ‌ وجودي‌ِ خود قدم‌ نهد و با تسلط‌ كامل‌ از بيرون‌ بر خويشتن‌ نظر كرده وبا تمامي‌ زواياي‌ چهره‌ و بدن‌ خود همانطور كه‌ تماشاگرش‌ آشنا است‌ ارتباط‌ برقرار نمايد. قطعا بازيگري‌ كه‌ نداند تصوير او چه‌ نوع‌ تصور ذهني‌ ‌ در تماشاگر بر جاي‌ مي‌گذارد راه‌ را به‌ اشتباه‌ رفته‌ است‌. بروز‌ معين‌ رفتاري‌ هر بازيگرفقط‌ براي‌ يك‌ نقش‌ كاملا مناسب‌ است و بازيگر براي‌ ايفاي‌ نقش هاي‌ ديگر بايد با شناخت‌ كامل‌ از شخصيت‌ ظاهري‌ وباطني‌ خويش‌ در رفتار دروني‌ وبيروني‌ خود تغييراتي‌ صورت‌ دهد تا بتواند اين‌ تغييرات‌ را به‌ راحتي‌ به‌ مرحله‌ اجرا درآورد.«سرلارنس‌ اوليويه‌» معتقد بود هنگامي‌ كه‌ بيني‌ يا   ابروهاي‌ مناسب‌ شخصيت‌ را پيدا مي‌كند ذات‌ شخص‌ را دراختيار دارد. بنابراين‌ قسمتهاي‌ ديگر بدن‌ و ذهن‌ مي‌توانند خود را به‌ تصوير جديد آغشته‌ كنند. يك‌ نمونه‌ كامل‌ آن «رابرت‌ دونيرو» است‌ كه‌ براي‌ ايفاي‌ نقش‌ جيك‌ لاموتاي‌ بوكسور در فيلم‌ «گاو خشمگين‌» شصت‌ پوند بر وزنش‌ افزود .
بنابراين‌ علم‌ مرفولوژي‌( خصوصيات ظاهري جسم ) استنباطي‌ از ماهيت‌ بازيگررا به‌ اوارائه‌ خواهد داد. چهره‌شناسي‌ ، هنر تشخيص‌ خصلت هاي‌ انسان به‌ وسيله  اجزاي‌ صورت‌، هم‌ هنري‌ كهن‌ و هم‌ مطالعه‌اي‌ مدرن‌ و امروزي‌ محسوب‌ مي شود. در دوران معاصر ، چهره‌ خواني در تلاش‌ است‌ تا به‌ مطالعه‌اي‌ بر اساس‌ علم‌ و دانش‌ تبديل‌ شود. اين‌ علم‌ بر نزديكي‌ ميان‌ جسم‌ روح‌ و ذهن‌ انسان‌ توجه دارد. در واقع «بيوگرافي شما ، بيولوژي تان مي‌شود. » اين‌ عقيده‌ به‌ خوبي‌ در افكار ما منعكس‌ شده ، همانطور كه  افكار در طول‌ زمان‌ به‌ خوبي‌ در چهره  ما حك‌ شده‌ اند‌. امروزه‌ افراد چهره‌ خوان‌ در شغل‌هاي بسياري‌ به‌ كار گرفته‌ مي‌شوند. كارگردانان‌ حرفه‌اي‌ جهان‌ با بهره‌گيري‌ از اين افراد در پي‌ آن‌ هستند تا بهترين‌ اشخاص را كه‌ با كاراكتر مورد نظرمتناسب‌ باشند انتخاب‌ نمايند. برای نخستین بار در ایران ، بعد از سالها تحقيق‌ و مطالعه‌ ، سعي‌ نموده‌ام‌ تا بر اساس‌ علوم كهن‌ و نوين‌ نظير علوم‌ فيزيونومي‌ ( خصوصيات و ابعاد فيزيكي انسان ) ، كاراكترولوژي‌ ( ويژگي هاي رواني و رفتاري فرد )، خط‌ و امضاءشناسي‌ به‌ بررسي‌ اجزاءچهره‌ ، اندام‌ ، صدا ، خط‌ و امضاي‌ بازيگران‌ سينماي ايران بپردازم . با اين اميد كه مقوله شناخت و تسلط كامل بر چهره و بدن به عنوان ركني اساسي براي بازيگران تلقي گردد.
علم‌ چهره‌شناسي‌ مي‌تواند روزنه اي ‌ را به‌ سوي‌ خودشناسي‌ ، خود پذيري‌ و نهايتا كاراكتر شناسي‌ باز نمايد. خود پذيري همانا مسيري‌ به‌ سوي‌ دستيابي‌ به‌ شادي‌ حقيقي‌ است‌.




نيكي كريمي
بر اساس كهن ترين تقسيم بندي ساختار انساني كه مربوط به فلسفه« آيورودا »است « نيكي كريمي » با فيزيكي ميانه بالا ، متوسط القامه ، استخوانهاي برجسته و پوستي نرم در دسته گروه «پيتا» جاي مي گيرد . بر طبق نظريه «شلدون»  با دستهاي كشيده و ظريف و جمجمه بزرگ و پيشاني پهن و متناسب به عنوان تيپ انديشه ورز تلقي مي شود . انديشه هاي بزرگ و رشدي ذهني در جمجمه حجيم اش جاي گرفته ؛ بطوري كه با به تصور درآوردن انديشه هاي كاراكتر و پذيرش آن در بطن خويش ، ديميتر درون اش را به طور غريزي پرورش مي دهد . وي همانند الهه« ديميتر» به كاراكتر ، مادري و مهر و عطوفت سرشار خود را ارزاني داشته و با او حس همدردي ايجاد مي كند . لذا بخش مياني چهره ايشان يعني از بالاي ابرو تا زير بيني وسيع تر از دو بخش ديگر است . اين بازيگر ديميتري حال و هواي « مادر زمين » را دارد و از زمين اطمينان ، استواري و اعتماد به نفس را به وديعه گرفته است . لذا بازي اش را به راحتي و با صميميت ارائه كرده و به مخاطب خود  اين حس را مي بخشد كه گويي از زمين برآمده و بر زمين استوار است . بنابراين بازي وي ملموس و قابل باور است .

 جمجمه بزرگ او يك پيشاني بلند و قوي را در خود جاي داده كه اين امر بر حافظه خوب وي صحه مي گذارد . حافظه حسي عاطفي اش قابل قياس با حافظه ذهني يا جسمي او نبوده و در واقع خمير مايه خلاقيت و بازآفريني اش در صحنه است . آنچه كه در اجراهاي پياپي تكرار مي كند تنها جملات و حركاتي نيست كه در تمرينات به آن عمل كرده ؛ بلكه به كار بستن حافظه عاطفي خويش است . از اين طريق به عواطف جاري در لحظه دست مي يابد و معمولا در همان برداشت اول بازي اش را درست از آب در مي آورد . هيچ گاه بازي هاي موفقيت آميز گذشته وي سبب نمي شوند تا از تلاش براي ارائه بازي قابل قبول دست بردارد . قدرت تخيل وي كه از پيشاني بلند و محدب او پيداست شامل اندوخته هايي است كه در ضمير آگاهش وجود دارد و هزاران بار بيش تر از آن شامل محتويات ضمير ناآگاهش نيز مي شود . رويكردهاي داستان به خوبي با چشمان مجهز به نيروي خيال اش قابل رويت هستند . در دنياي بازيگري وي،  تخيل به عنوان ابزاري براي جان بخشيدن به كاراكتر و عناصري بوده كه مورد نظر نويسنده متن است . لذا همواره سعي دارد تا ابتدا با روحيه سازش پذير و انعطاف پذيرش كلمه به كلمه كاراكتر را از آن ‌خود سازد وبه  عناصر متن تشخص بخشد . او آنچنان نقش را در خود مي پذيرد كه گويي طبيعت خودش است و بازي اش را به گونه اي كاملا ناتوراليستي عيان مي سازد . شخصي كردن ، اين امكان را به وي مي دهد تا به دنياي ضمير نا آگاه خود وارد شود و عواطفش را جريان دهد . بدين ترتيب سلوك بازيگري او عبارت از است : انطباق پذيري ، همذات پنداري روانشناختي و عاطفي هر چه بيشتر با نقش .

خط هلالي شكل رويشگاه موي او حالت گردي صورت اش را تشديد نموده و پر بودن صورتش كه در كنار عنصري چون چادر به خوبي عيان مي گردد بر نجابت و اصالت كاري او دلالت دارد . از لحاظ روانشناختي چنين حالتي نشان از تمايل وي در استقلال عمل دارد . پس بهتر مي نمايد كه كارگردان به جاي توضيح تمامي بايدها و نبايدها  در مورد عملكردهاي فيزيكي نقش ، به تشريح و دركي شهودي از كاراكتر بپردازد  و بگذارد تا بعد از آن طبيعت خويش را به منصه ظهور برساند . از اين لحاظ شخصيت وي را  در فيلم « دو زن » و « واكنش پنجم » مي توان تصويري از من وجودي خودش تلقي نمود .

ابروان او در حالتي متعادل از فاصله يك سانتيمتري انتهاي استخوان بيني شروع شده و با شيبي ملايم به آرامي بالا رفته و سپس با كمترين انحنا به طرف پايين امتداد پيدا نموده است ( تقريبا ابروان او در يك خط افقي نقش بسته است ) . ابروان اش با فاصله مناسبي از چشم ها نقش بسته اند كه دلالت بر صبر و تحمل متعادل وي دارد . اما فاصله ميان چشمان درشت ايشان نزديك به ده درصد بيشتر از حد نرمال بوده ( فاصله ميان دو چشم به اندازه طول يك چشم است ) كه مربوط به شخصيت بسيار ساده و بي ريا و برونگراي وي است . چشمان سبز او به طرز عجيبي پاك و صاف و نگاهش معصوم و كودكانه است . در نگاهش نوعي آرامش و خلوص وجود دارد كه نگراني هايش را انكار مي كند ؛ شايد شبيه همان سادگي و معصوميت اش در عشق به  « جاويد » در فيلم « نيمه پنهان » . چشمان درشت وي نشان مي دهند كه چقدر حساس بوده و در پيوند عميق با كاراكتر نيازمند آن است كه بر نقش احاطه پيدا نمايد . چشمان درشت او چشم اندازش را وسعت بخشيده تا ايده ها و انديشه هاي بزرگ را از مخزن آگاهي اش استخراج نموده و مفاهيم طبيعت را گسترش دهد . اين رشد ذهني لازمه هنر بازيگري اوست .

صاحب بيني صاف ، نوك گرد و گوشتي است كه به عنوان بيني ادبي مشخص مي شود . بيني او در نوك داراي حجم مي شود كه البته با آرواره او به طور متناسب تركيب شده كه دلالت بر مهارت اش در رمان نويسي و شعر دارد .  واضح بودن گردي نوك بيني اش نيز نشان از روحيه سريع الانتقالي و حساسيت اش دارد . همان حساسيتي كه به كاراكتر حيات مي بخشد .

دهان نسبتا كوچك به همراه چشمان درشت و روشن اش حكايت از يك چهره عروسكي دارد كه اتفاقا به واسطه همين خصوصيات براي بازي در فيلم « عروس » انتخاب گرديد . چنين خصوصيتي صداي شكننده و آسيب پذيري را به همراه دارد . اين آسيب پذيري انعكاس  نگاه وي به پيرامون خويش است . او در حاليكه كيفيت آسيب پذيري منحصر به فرد خود را بالا مي برد منحني هاي ارتفاع اش نيز بالا مي روند و صدايش مشوش و تنيده شده و در اين حالت گفتار او سريع تر و مكث در آن كمتر مي شود. اين بافت صداي نارسا ، آگاهانه به عنوان نقطه مثبتي براي رسيدن به شخصيت نقش تلقي مي گردد . مانند موقعيت هاي  شكننده او در فيلم هاي « سارا » ، « دوزن » ، « رواني » ، « هزاران زن مثل من » ، « واكنش پنجم » و ...

وجود يك خال در بالاي دهانش نيز نشانگر  احساسات والاي اوست . بر اساس علم چهره خواني اين خال در نقطه 52 سالگي ايشان جاي گرفته است . اين خال الهه اي است كه با چنين علامت مشخص بر صورت وي به او احساسات بخشيده است . طبق تعبير « استانيسلاوسكي » ، تجزيه و تحليل هنرمندانه وي قبل از هر چيز تجريه و تحليل احساس است كه به وسيله خود احساس صورت مي پذيرد كه اين عامل خود باعث ايجاد تمايلات دروني جهت انجام اعمال مناسب صحنه اي گشته و در نتيجه احساسات به شكل بيروني و به وسيله اعمال مناسب جسماني اش منعكس مي شود . تعريف خصوصيت چانه گرد او نيز در امتداد ويژگي بالا است . و ديگر آنكه گرچه تحت نظارت دائمي نويسنده و كارگردان قرار دارد ولي در واقع در قبال نقش خود را مسئول مي داند . لذا مايل است تا ماهيت عملش را به خوبي  بشناسد .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 21:7  توسط حسین محبی  |